صفحه اصلی > اطلاعیه های مدرسه 
اخبار > متمم 6


  چاپ        ارسال به دوست

متمم 6

به نام خدا

متمم 6 ( بهمن 95 )

(مـجموعه تـجارب مـاهانه مـفید)

(متمم 21 از مجموعه متمم ها)

6- گپونه ها، مکمل کلاس درس ( با تاکید بر گپونه «مفید، مدرسه زندگی» )

بارها اتفاق افتاده است که در کلاس های گفتگومحور به ویژه در حوزه دروس علوم انسانی نظیر مطالعات اجتماعی و ادبیات فارسی، بحث ها آنقدر طولانی و (البته شاید با تصوری غلط) به دور از محور و موضوع اصلی مباحث درس و کتاب درسی پیش رفته است، که معلم ناگزیر از کوتاه کردن گفتگوها و پرسش ها به جهت نگرانی از حجم مطالب و دروس کتاب شده است. برای حل این معضل، امسال در طرحی با عنوان گپونه (دوره همی به صرف گپ و عصرونه) نشست هایی در خارج از ساعت مدرسه و به عنوان مکمل مباحث درسی کلاس های ادبیات و مطالعات نهم ویژه علاقه مندان به موضوعات فراتر از کلاس، طراحی و اجرا شد.

این نشست ها که اغلب در روزهای دوشنبه از ساعت 4 تا 6 در کلاس 205 یا نمازخانه مدرسه برگزار می شد، طیف متنوعی از موضوعات بسته به سرفصل کلاس و پیشنهاد و علاقه دانش آموزان را شامل می گردید. مثلا در حوزه کلاس ادبیات و ژانرهای گوناگون ادبیات داستانی، ژانر فانتزی با انتشار جدیدترین کتاب «هری پاتر» در یک نشست بررسی و تحلیل شد و همچنین به در راستای موضوع ادبیات داستان محور، فیلم «رخ دیوانه» به عنوان یک فیلم قصه گوی موفق مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در موضوع درس مطالعات اجتماعی و مبحث فرهنگ و ناهنجاری، بحث رواج خشونت و ضدفرهنگ ترس و وحشت در جامعه ی ایران و دنیا طرح شد که با پخش فیلم «دیگران» به تحلیل و بررسی علل ساخت و گرایش افراد به فیلم های ژانر وحشت یا بازی های خشن پرداختیم.

نکته اساسی که قابل تاکید مجدد است اینجاست که این موضوعات در حین مباحث و گفتگوهای کلاسی و در راستای عناوین درسی طرح می شد اما به جهت نیاز به گفتگوهای بیشتر و عمیق تر و بر اساس رای و نظر خود دانش آموزان به یک نشست «گپونه» منتقل می گردید.

در میان این نشست های گپونه، یک جلسه به موضوع «مفید، مدرسه زندگی از شعار تا واقعیت» اختصاص یافت. در واقع بعد از آزمون نوبت اول و اردوی اصفهان، در خلال گفتگوهایی که با دانش آموزان سال نهم داشتم، به شخصه احساس کردم برنامه های مدرسه برای ایشان به خوبی تبیین و تفهیم نشده است مخصوصاً که با توجه به حساسیت های علمی سال نهم، دانش آموزان این پایه نسبت به عملکرد و روند برنامه آموزشی مدرسه تردید و نقد داشتند. از سوی دیگر این دانش آموزان حداقل سه سال ( و بعضاً پنج سال و از سال پنجم دبستان) در همین مدل از مدرسه زندگیِ مفید، مشغول به تحصیل بوده اند، پس از همه بیشتر مخاطب مدل ها و برنامه های آن بوده اند. وقتی این نشست برگزار گردید، در ابتدا خواستم که دانش آموزان تعاریف خودشان را از مدرسه زندگی بگویند اما روند بحث به گونه ای بود که گویا بیشتر جلسه نقد و بررسی عملکرد مدرسه می باشد و دانش آموزان از محور اصلی گفتگو خارج می شدند، در نتیجه برای جهت دهی به بحث، از سند «سیاست های مجتمع آموزشی مفید در دوره اول متوسطه» بند مربوط به دانش آموز که در آن به موارد زیر اشاره شده است را خواندم :

مدرسه زمینه‌ای فراهم می‌کند که دانش آموز مسیر توسعه فردی خود را بشناسد و در جهت آن عمل نماید.(LP )

هدایت تحصیلی و استعداد شناسی به صورت حرفه ای انجام می شود.

آموزشهای لازم برای آشنایی با رشته های تحصیلی مختلف داده شود.

مدرسه برای دانش آموزان نشاط‌آور است.

مدرسه تفاوت های فردی دانش آموزان را به رسمیت می شناسد.

زمینه های تجارب قبلی دانش آموز در مدرسه لحاظ می شود.

اصل تکریم شخصیت اهمیت دارد.

به دانش آموز در حداکثر سطح ممکن حق انتخاب داده می شود. ( سعی می شود که حداکثر فرصت انتخاب را فراهم کنیم.)

به او حق مشارکت در امور مدرسه داده می شود.

مدرسه به صورت متوازن و هماهنگ زمینه‌ی رشد همه‌ی دانش آموزان را در جهت کسب ویژگی‌های یادگیرنده((LP فراهم می‌کند.

مدرسه فرصت رشد هر دانش آموز لااقل در یک زمینه هنری و یک زمینه ورزشی را به صورت حرفه ای فراهم می کند. (LP)

دانش آموز تحلیل گر و منتقد تربیت می شود.(LP)

بعد از قرائت این بخش از سند، تعریف ها بیشتر در جهت تطبیق عملکرد مدرسه با مفاد سند بود که در طی این مدت توانسته است بر اساس تعاریف مذکور، برای دانش آموزان اقدام نماید یا خیر و باز هم قدری بیشتر در راستای بحث قرار گرفتیم اما آنچه باید اتفاق می افتاد توضیح منظور و علت بندهای قرائت شده بود که با توجه به حوصله جلسه مقدور نبود.

حال در نهایت آنچه به عنوان یک ضرورت بیش از پیش به اهمیت آن پی بردم، لزوم بیان شفاف و صریح اهداف و برنامه های مدرسه زندگی و فواید و منافع آن برای دانش آموزان است. ما بارها و بارها در طی سال و در جلسات متعدد پیرامون شعار مدرسه زندگی به گفتگو و ارائه راهکار و ایده می پردازیم اما غافل از آنکه در واقعیت پیرامونی ما، مخاطبین و مشتریان اصلی کار یعنی دانش آموزان و خانواده هایشان نسبت به دلایل، اهداف و ضرورت های پیاده سازی مدرسه زندگی آگاه نیستند و نهایتاً از این شعار تنها برداشت های شخصی و تفسیرهای فردی از عنوان و عبارت «زندگی» را دارند که بیشتر هم تلقی رویکرد سهل گیرانه از سیاست های مدرسه، خروجی این تحلیل فردی و به دور از واقعیت است.

در ادامه به عنوان پیوست مشروح صحبت های دانش آموزان را به عنوان مستندی از آنچه در گپونه « مفید، مدرسه زندگی از شعار تا واقعیت » طرح شد را می آورم و پیشنهاد می کنم حداقل یک بار این گفتگوها را بخوانید تا بیشتر با فضای ذهنی دانش آموزان مدرسه از مفهوم و مصداق مدرسه زندگی آشنا شوید.


نظرات دانش آموزان پایه نهم

در گپونه « مفید، مدرسه زندگی ؛ از شعار تا واقعیت »

پارسا عباسی:

_در سراسر جهان نمره بالای 18 جزو رده های خوب نمره حساب می شود.ولی در مدرسه ی مفید حتما ریاضی و علوم باید بالای 19 باشند و معدل باید بالای 19.5 باشد که دانش اموز، دانش اموز خوبی باشد.

_این تعریف مدرسه زندگی است؟

_ بله یعنی مفید برای این که... مثلا فنلاند بهترین اموزش جهان است و...

محمدامین قربانی:

_ما توی مدرسه خودمان به خودمان نمره می دهیم که به نظرم این کار درست نیست.

_این که بچه ها خودشان به خودشان نمره بدهند کار خطایی است؟

_بله

_خودشان به خودشان نمره می دهند مثلا چه نمره ای است؟

_مثلا سر کلاس ریاضی دیگه مثل بچه ها...

_خودشان برگه شان را صحیح می کنند.

_خودمون صحیح می کنیم و غلط هایمان را می گیریم و نمره مان را می گوییم و معلوم نیست که نمره واقعیمان را گفته ایم یا نه.

_چرا کار خوبی نیست؟ چون ممکن است بچه ها خطا کنند...

_بعضی از بچه ها ممکن است صداقت نداشته باشند.ولی بعضی ها هم دارند.

_یعنی شما مخالف این هستید که بچه ها خودشان صحیح و ارزیابی کنند؟

_نه منظور من این است که کاری کنیم که بچه ها نمره الکی به خودشان ندهند به ان ها بفهمانیم که واقعا باید صداقت داشته باشند و آن کاری که می کنند از روی این نیست که معلم بفهمد تو نمره ات را کامل شده ای یا نشده ای. از این است که تو بفهمی در زندگی چگونه باید رفتار کنی و صادق باشی و این مسئولیتی که بر عهده شما گذاشتند را واقعا به نحو احسن انجام بدهی.

_مرسی...

-محمد مهدی نوربخش:

فکر کنم امام علی(ع) می گویند که زندگی خودتان را به سه بخش تقسیم کنید. کار،عبادت و تفریح. به نظر من با توجه با شرایطی که امروزی مفید توانسته خوب این سه بخش را در ساعتی که ما اینجا هستیم ، ایجاد کند. بعد از لحاظ اخلاقی ما الان در سن و سالی هستیم که دقیقا موقعی است که ما به اوج بی اخلاقی هایی در گفتار در مسائل دیگر است که به نظر من یک چیز طبیعی است که مدرسه یک توانسته این قضیه را خوب کنترل کند. و این چیزی هم که قربانی گفت. اتفاقا به نظرم یکی از راه هایی که می تواند صداقت را در ما پرورش بدهد این است که برگه هایمان را خودمان صحیح کنیم. ما با این کار به خودمان می گوییم که «تو باید در این کار صداقت داشته باشی» اگر نداشته باشیم خودمان می فهمیم که دروغ گفته ایم.به خاطر همین با نظر اقای قربانی مخالفم.

-سهند فرشیان:

بچه ها وقتی از دبیرستان خارج می شوند، شما یک کتاب به اولیا تحویل نمی دهید.در واقع فردی که واقعا لایق اجتماع هست را به اولیا تحویل می دهید.

بعد چیز دیگری که هست این است که در تکمیل حرف نوربخش می خواستم بگم. کار و عبادت و تفریح را ما همه باهم داریم. و بعد یک محیط صمیمانه ای در مدرسه هست که باعث می شود بچه ها از آن محوطه خودشان خارج نشوند که شما یک حریمی را برای بچه ها با اخلاق و رفتارتان مشخص کرده اید و بچه ها آن ها را یاد گرفته و انجام می دهند.

بعضی ها می گویند که معلم ها ببخشید حال صحیح کردن برگه ها را ندارند. در صورتیکه من فکر می کنم همچین چیزی نیست. معلم می خواهد حس مسئولیت پذیری را در بچه ها پرورش بدهد.

-محمد معین سلیمانی:

به نظر من وقتی شما صداقت رو به دست میارید که فهم اینو داشته باشید که معمولا وقتی که راست می گویید خیلی به نتیجه خوبی می رسید و یک اتفاق بهتر برایتان می افتد. به نظرم مفید از پنج سال گذشته تا الان خیلی بهتر شده است یعنی واقعا مفید را یک بار دیگر از اول ساخته اند. و خیلی بهتر از چیزی که پنج سال پیش بوده است و به نظرم این به خاطر همین سیاست های مدرسه است.

_از چه جهت ها و در چه شاخص هایی مفید بهتر شده است؟

-امیر علی واشقانی فراهانی:

من چند وقت پیش، بعد از اردوی اصفهان خودم را مقایسه کردم و راجع به آن فکر کردم، بعد خودم و چند تا از دوستان مفیدی را با جمعی تقریبا صد نفره در کلاس های بیرون از مدرسه مقایسه کردم، مشاهده کردم که در طرز رفتار کردن، صحبت کردن، احترام گذاشتن به افراد بزرگ تر و در زمینه های مختلف ما بهتر بودیم. و بعد شیوه تدریس اینجا را با مدرسه قبلی خودم مقایسه کردم و دیدم که شاید حتی مدرسه از لحاظ علمی ضعیف تر کار کرده باشد ولی آن چیزی که به نظرم دلیل این باشد که بچه های مفید بهتر هستند نسبت به بقیه، این است که معلم ها هیچ جایی مثل مفید با دانش آموزان خوش برخورد نیستند. مثلا آقای کنی و آقای آزمندیان، سن بالایی دارند ولی تا حالا نشده که یک بار با بچه هایی که از جلویشان رد می شوند سلام علیک نکنند یا گرم گفت و گو نشوند. یا به حرف هاشون اهمیت ندهند. و وقتی که بزرگ ترها این جور با بچه ها انقدر خوب و سالم رفتار می کنند یکی از دلایلی است که بچه های مفید از لحاظ منش و رفتار نسبت به بقیه افراد جامعه بزرگ تر هستند ویکی از دلایلی که بچه های مفید از لحاظ رفتاری انقدر بهتر باشند، همین باشد.

-مهدی طالبی:

به نظر من شعار مفید مدرسه زندگی کلا شعار غلطی است چون ما مدرسه زندگی نمی خواهیم. مدرسه محل درس خواندن است و زندگی را به نظر من باید در خانواده یاد گرفت. مثل این است که شما به داخل یک گلستان بروید و همه جا سبز است و دوباره آب بدهید که دوباره سبز بشوند. شما خودتان قبول دارید که بچه های مفید گلچین شده هستند. و وقتی که شما مثلا پنج نفر خوب را از بین بیست نفر بر می دارید، خیلی کار بزرگی نکرده اید. اگر می خواهید اینگونه گلچین کنید، بهتر این است که روی درس بچه ها تمرکز کنید تا روی زندگی بچه ها.

_یعنی شعارمان را عوض کنیم و به جای مدرسه زندگی، مدرسه درس بگذاریم؟ این جوری قشنگ تر است؟

_شاید قشنگ تر نباشد ولی درست تر است.

-محمدعلی شجاعی:

روی ذهن ما بار منفی بدی است که می گوید مدرسه جای بدی است.خب این به معنی آن است که به هیچ وجه شعار مدرسه ی زندگی عملی نشده است و حتی جا هم نیفتاده است.

_اصلا مدرسه زندگی چه چیزی است که جانیفتاده است؟

_به نظر من جایی است که شما حداقل با وجود داشتنش مشکلی نداشته باشید.

_یعنی از مدرسه لذت ببرید؟

_تقریبا.یعنی مدرسه زندگی جایی است که همان جور که در زندگی تان لذت می برید، از مدرسه هم لذت ببرید و از آن فرار نکنید. و به نظر من مفید این گونه نبوده اما پیشرفت خوبی داشته است.

-امیر حسین رفیعی:

به نظر من مدرسه زندگی یعنی جایی که یک شبیه سازی کوچک تر از زندگی باشد، یعنی پستی و بلندی های خودش را داشته باشد. و فقط همه آن درس خواندن نیست، یک سری اوقات است که شما شرایطتان با بقیه فرق دارد. دقیقا مثل زندگی که شما شرایطتان با بقیه متفاوت است. و به نظر من مفید توانسته این کار را انجام بدهد.

-امیر حسین مهربان:

مدرسه زندگی یعنی اینکه در مدرسه مهارت های زندگی هم به ما یاد بدهند و ما وقتی که درسمان تمام شد، بتوانیم در اجتماع زندگی کنیم و به نظرم مفید طبق این تعریف مدرسه زندگی است.

-امیرحسین نکویی:

به نظرم مدرسه زندگی یعنی اینکه بچه ها از بودن در مدرسه خسته نباشند، ما بیشتر روز را در مدرسه هستیم و بیشتر روزهای هفته و بیشتر سال را در مدرسه هستیم. پس مدرسه نباید یکنواخت و خسته کننده باشد و هر روز یک چیز جدید به ما ارایه بدهد و مفید این کار را در مدرسه انجام داده است.

علیرضا هاشمی زاده:

-به نظرم اگر بخواهیم تعریفی از مدرسه زندگی داشته باشیم باید این باشد که مدرسه ی زندگی، مدرسه ای است که کنار این که مدرسه است، باید چارچوب هایی را برای خودش تعیین کند تا بگذارد بچه ها در این چارچوب ها زندگی کند. یعنی هرکاری که می کنند بگذارند خود بچه ها مسئولیت کارهایشان را بر عهده بگیرند و هر کار مثبتی که می کنند، خودشان نتیجه مثبتشان را ببینند.به نظرم تعریف بخواهیم کنیم، این تعریفش می شود. یعنی به طور مثال یک مدرسه یک سری چارچوب تعیین می کند و هر کس که بخواهد طبق آن چارچوب ها رفتار کند، به آن مدرسه می آید. چارچوب هایی مثل آموختن مسائل اجتماعی در کنار درس نه اینکه هر دو رو کاملا ول کنیم.و دیگر اینکه دانش آموز آزادی عمل داشته باشد. یعنی دانش اموز بتواند در همان چارچوب ها کاری انجام دهد. نه اینکه دانش اموز را از اول طبق آن چارچوب ها محدود کنند. و تا جایی که می شود دانش اموزان هر کاری که می خواهند انجام بدهند.

-پارسا عصمت لو:

همین طور که بچه ها گفتند مفید مدرسه زندگی قرار بود سه چیز را باهم داشته باشد. یکی درس بود یکی تفریح بود و آن یکی مسائل دینی بود. که من فکر می کنم در این سه سال اصلا چیز خاصی درموردش اتفاق نافتاده است.

_در هر سه شاخص یا فقط در یک شاخص خاص؟

_فقط مورد نماز؛درس و تفریح خوب و به جا بوده ولی درمورد نماز هیچ کاری برای بچه ها انجام نداده اند. در مورد مفید شنیده بودیم که بچه ها را نماز خوان می کنند اما هیچ کاری نکرده اند.

_نماز خوان کردن بچه ها اصلا کار مدرسه نیست و در توان مدرسه نیست.

-علی ابراهیمی:

زندگی یک معنی خاصی دارد به اسم فراز و نشیب. اگر فراز و نشیب نباشد، علنا دنیا ساده، خسته کننده و یک نواخت می شود. مدرسه زندگی به نظر من باید مدرسه ای باشد که هم فراز و نشیب داشته باشد. و هم اینکه از ماهی بالا رفتن درخت را نخواهد. طبق گفته انیشتن اگر مدرسه این جور باشد، مدرسه ی مدرسه خوب می شود. مثال انیشتن می گوید که همه آدم های دنیا نابغه هستند ولی ما نباید همه آن ها را با یک معیار بسنجیم مثل وقتی که ما بالارفتن از درخت را از یک ماهی بخواهیم و تا زمانی که سیستم آموزش و پرورش ایران این مدلی است و بنا بر کتاب می باشد، نمی شود این کار را انجام داد.

-علی سلطانی:

به نظر من مدرسه مفید در واقع مثل یک زندگی است و شما هر طوری که بخواهید می توانید در آن باشید و بستر سازی شده برای اینکار که چه بخواهید آدم بدی نسبتا از لحاظ اخلاقی و رفتاری باشید و چه بخواهید آدم خوبی باشید.

_یعنی حتی برای بداخلاقی و بی اخلاقی هم مفید بستر سازی شده است؟

_می تواند باشد.

_شرایط مفید جوری هست که اگر شما بخواهید راه خطا هم برید برای شما فراهم است؟

_فراهم نیست. نسبت به جو بچه ها می تواند فراهم باشد. بین خود بچه ها برای راه خطا رفتن شرایط فراهم است.

_تعریف تان از مدرسه زندگی را نگفتید!

_تعریفم از مدرسه زندگی این است که در کنار اینکه می خواهیم مدرسه بیاییم درش رشد هم بکنیم.

_یک انگیزه برای مدرسه رفتن باشد و رشد هم همزمان با‌ آن انگیزه همراه باشد.مفید الان اینجور هست؟

_بله

-امیر علی فرازمند:

شاید از لحاظ دینی نشود به مفید ایرادی وارد کرد اما شاید از بقیه نظرها مثل آموزشی و ورزشی بتوان گیر هایی به مفید وارد کرد.مثلا نمره گرفتن. الان خیلی از بچه ها به خاطر نمره گرفتن درس می خوانند و نگران نمره هستند بیشتر و متاسفانه معلم ها با هم هماهنگ نیستند مثلا آقای x می گوید نگران نمره نباشید و بعد آقای y می گوید شما فلان کار را انجام نده اید و سه نمره تان پرید. خب این بچه ها را به چالش می کشد. در متنی که خواندید نوشته بود که بچه ها یک رشته هنری و یک رشته ورزشی را به صورت تخصصی یاد می گیرند. ولی من مخالف این حرفم چون مدرسه ما دو ورزش را بیشتر آموزش نمی دهد و شاید بعضی بچه ها باشند که به این دو رشته اصلا علاقه نداشته باشند.

_یعنی شما بعد از سه سال یک ورزش را به صورت تخصصی یاد نگرفته اید؟

_اینجا نه.

_پس در مفید هندبال یا والیبال را به صورت تخصصی یاد نگرفته اید.

_علاقه را کنار بگذاریم، خیلی از زنگ ها بوده که ما بازی داشتیم.

_دارید وارد موضوع دیگری می شوید، جواب سوال را بدهید که بعد از سه سال یک ورزش تخصصی یاد گرفته اید یا نه؟

_نه

_اما زمینه در مدرسه فراهم بوده یا نه؟شما یاد نگرفته اید یک موضوع است و زمینه فراهم نبوده یک موضوع دیگر.

_بوده.

_هنر چطور؟

_ هنر سال های پیش به نظرم کم کاری شده است مخصوصا درپارسال. به نظرم مدرسه خیلی کم کار کرد.

_امسال چطور؟

_امسال خوب بود.

-امیر رضا کرامتی:

در مورد بحث ورزشی می خواستم بگویم که ما نمی توانیم وقتی در ماه چهار جلسه ورزش داریم و یک جلسه آن هم بازی داریم، همچنین بعضی جلسات هم که تشکیل نمی شوند و تا آن جایی که من می دانم ده دقیقه آموزش داده می شود و بقیه وقت هم به بازی می گذرد. و من توی این سه سالی که در مدرسه آموزش داده شده است، من والیبال را در حد دانستن قوانین بلد هستم نه در حد حرفه ای. و اینکه فقط به افراد خاصی توجه می شود برای مثال آقای رضی واقعا رشد کردند در والیبال ولی بقیه افراد نادیده گرفته شدند. و یک نکته استعداد شناسی شنیدم. من می دانم مدرسه ای که بخواهد استعداد شناسی کند دو حالت دارد یا اینکه تک به تک افراد را با دعوت یک کارشناس کارشناسی کنند. تا با توجه به شخصیت طرف مقابل با آن فرد رفتار بشود. یا اینکه خود معلم ها می شناختند که واقعا به چشم ما نیامده است که معلما با توجه به شناخت خودشان طرز رفتار متفاوتی را با دانش آموز داشته باشند.یک بحث دیگر هم بحث نشاط بود. من یادم است که یک اتفاقی افتاد و بازی های زنگ تفریحمان حذف شدند که واقعا وقتی فرد یک زنگ سختی دارد مثلا در ریاضی یک مبحث سختی اموخته شده است اگر نشاطی نباشد و بین آن تفریحی نباشد،قطعا فرد آمادگی لازم را برای جلسه بعد ندارد. اینکه اتفاقی بیافتد برای یکی از دانش اموزان،‌ یا حادثه ای پیش بیاد و احتمال خطر برای دانش اموزان وجود داشته باشد و بازی دانش اموزان را حذف کنند، کار درستی نیست.

-میلاد کریم نیا:

درباره بحث تحصیل که شما گفتید ما الان برای دبیرستان، هیچ شناختی درباره رشته تجربی یا ریاضی نداریم. برای رشته تجربی که اقای حجتی امدند بیشتر به سوالات پاسخ دادند تا درباره رشته تجربی توضیح بدهند.

-سینا سیدجلالی:

اتفاقی که امسال درباره هنر افتاد خیلی خوب بود ولی استعداد یابی دو مدل است. یکی این که یک نفر در یک چیز خیلی خوب است و آن را پرورش می دهد و به آن میدان می دهد یا اینکه یک نفر خبر ندارد در چه چیزی استعداد دارد و چیزی را هنوز رو نکرده است و باید پیدا کنیم در چه چیزی استعداد دارد که مدرسه در این زمینه خوب عمل نکرده است مثلا در هنر، معلم هنر می بیند که یک نفر در این رشته استعداد ندارد باید به یک کلاس دیگر معرفیش کند تا استعدادش بالاخره معلوم بشود.

-مهدی طالبی:

یکی از اهداف این سند این بود که بچه ها روحیه تحلیل گر داشته باشند. به نظرم این که برای روحیه یک نفر تصمیم بگیرید کار درستی نیست.

-محمد علی شجاعی:

بعضی اوقات در مدرسه که ما انتقاد کردیم بازخورد خوبی نگرفتیم.

-مهدی طالبی:

به نظر من خیلی خوب بود که امسال هنر را به چند بخش تقسیم کردید. چون من به شخصه به هنر علاقه نداشتم و الان بهتر شد.

-مهدی نوربخش:

برخی محدودیت ها به خاطر کشور و سیستم دولتی هستند مثلا این که کشور های دیگر بچه ها ساعت یک ظهر تعطیل شوند به خاطر اینکه موضوع سختی به اسم کنکور ندارند ولی ما به خاطر کنکور ساعت سه و نیم تعطیل می شویم که فکر کنم فقط در چهار یا پنج کشور این جور هست و ساعت زیاد درس خواندن مانع نشاط می شود.بنابراین این مشکل مفید نیست. راهکار های آموز مهارت های جدید هم مثل تفکیک زباله ها با گذاشتن زباله دانی های مخصوص در مدرسه باعث می شود که بچه ها بیشتر رعایت کنند.بعد استعداد یابی که می تواند در چند بخش خلاصه شود.ارزشی،علمی و چیز های دیگر. برای علمی، مدرسه می توانست بچه ها را ببرد برای المپیاد ریاضی که مدارس دیگر که برای المپیاد می روند معمولا موفق می شوند. بعد اینکه مسابقات ورزشی اصلا اهمیت داده نمی شوند. مثلا تیم فوتبال که امسال برای منطقه رفت فکر می کنم فقط دو جلسه تمرین در یک ساعت و نیم زمان داشتند. و تیم در گروهی حذف شد و مدرسه هیچ اهمیتی نداد. و طبق گفته آقای مهدوی کیا در برنامه نود، اصلی ترین عامل پیشرفت فوتبال جهان آموزش و پرورش است که کلا در ایران اجرا نمی شود. یکی دیگر اینکه نمره درس هایی مثل هنر،کار و فناوری واینها در معدل نباید تاثیر داده شود. و نکته آخر اینکه مقایسه کردن به نظرم خوب است. مثلا من نمی دانم که در چه سطحی از پایه هستم. مثلا من در پایه ششم مدرسه ای بودم که هر ماه کارنامه ای می داد که رتبه در پایه مشخص می شد. و آن یک تلنگری به بچه ها می زد که بچه ها احساس خطری کنند و درسشان بهتر بشود.و فکر کنم در سند چیزی درباره تفاوت های فردی آمده بود که به نظرم باید به آن اهمیت داده شود و سطح بندی می تواند آن را به رسمیت برساند.

-علیرضا هاشمی زاده:

امسال یه اتفاق بهتری که افتاده این است که درس هنر جدا شده است و هر کس می تواند انتخاب کند که هرکس جایی که دوست ندارد نمی رود. ولی وقتی یک سیستمی را انجام می دهیم باید آن را درست انجام دهیم. یعنی ما یک کلاس تئاتری بگذاریم ولی نظارتی نکنیم بر آن، به نظر من فایده ای ندارد. در بحث ورزشی هم که گفتند زمینه برای کشف استعداد هیچ کس فراهم نبوده، شخصا مخالف هستم با این قضیه. چون من هیچ چیز از والیبال بلد نبودم. ولی الان تا یک سطحی از والیبال را می توانم بازی کنم. این نشان دهنده این است که بستر فراهم بوده است. حالا من کاری به معلم و تجهیزات ندارم و بحث نشاط که گفتید قبلا در تمام زنگ تفریح ها بازی بود همان طور که آقای کرامتی هم گفتند و به نظرم اگر ادامه پیدا می کرد، خیلی بهتر بود. در مورد پیشرفت تحصیلی ما می گوییم که بچه راهنمایی الکی نباید مطالب سخت دبیرستانی را یاد بگیرد. ولی به نظرم باید یک سری چیز ها بیشتر از سطح کتاب تدریس شود چون ما بچه ها توانایی هستیم و استعدادش را داریم. و اگر یکم فشار روی دانش آموز بیاید اشکال ندارد. مثلا اگر فیزیک یا ریاضی را بیشتر توضیح بدهند، اتفاقی نمی افتد. شاید به بعضی ها فشار بیاید ولی آن ها هم تلاششان را می کنند.

-محمد مهدی حسینی:

یکی از ضعف های مفید در برنامه ریزی است حالا در اردو ها نه ولی در برنامه درسی وجود دارد. مثلا کلاس بهشتی در روزهای یک شنبه برنامه خیلی سنگین دارد ولی در دوشنبه واقعا درس خاصی نداریم. و اینکه در کلاس کار فناوری، یکی از مدارس که دوست من در آنجا درس می خواند، خود کتاب کار و فناوری را تدریس می کنند که اینجا قطعا از آنجا بهتر است ولی در آن مدرسه دانش آموزان مباحث فیزیک را خیلی بهتر یاد می گیرند و ما فقط به کارگاه می رویم که یک کاری انجام بدهیم تا نمره کار و فناوری مان را بگیریم.

امیرحسین نکویی:

_اون بخش استعداد یابی هنری و ورزشی که شما فرمودید، من پنج سال است که در مفید درس می خوانم، ندیدم که کسی را استعدادیابی کنند. مثلا در بخش هنر که ما چهار سال یک درسی را می خواندیم و بچه ها هم اصلا دوست نداشتند.

-آرمین بهروزی:

من به نظرم اتفاق خوبی افتاده است چون پارسال من نه به خط علاقه داشتم نه به خوشنویسی ولی امسال اتفاق بهتری افتاده و به کلاس فیلم سازی علاقه دارم. ولی به نظرم اگر کار و فناوری را از روی کتاب درس بدهند، خیلی بهتر است مثلا من پارسال در کلاس هشتم، در کلاسی افتادم که اولویتم نبود و اصلا فکر نمی کردم که این جوری باشد و اصلا در طول ترم اول هیچی نمی فهمیدم و ترم آخر نوزده شدم در کارنامه هر دو را و معدل کارنامه من را کار و فناوری پایین آورد.

_امسال چطور بود؟

_امسال بهتر بود و من کلاسی رفتم که می دانم چه جور است و ترم دوم پارسال هم که من کلاسم را عوض کردم و در آخر ترم گفتند که چون شما ترم اول در این کلاس نبودید، کامل نمی شوید.

_یعنی اگر هنر و یا کار و فناوری مان هم درست انتخاب کنیم باز به مشکل بر می خوریم؟

_نه به مشکل بر نمی خوریم اگر درست معرفی شود. در مورد ورزش هم من خودم در این سه سال تخصصی یاد نگرفته ام. هر سه سال هم در هندبال بودم ولی علاقه ای به آن نداشتم و تخصصی یاد نگرفته ام. و الان هم در حد قوانین بلد هستم. بعد در مورد نمره دادن سر تربیت بدنی ، یک روز آمدند و گفتند بروید نمازخانه امتحان بارفیکس و انعطاف پذیری و همان موقع گرفتند و اسمش را گذاشتند پایانی و وارد شده و دوباره من امسال هم سر تربیت بدنی نمره کارنمه ام پایین آمد. و من با حرف آقای نوربخش موافقم که گفتند کار و فناوری و ورزش را نباید به عنوان درس حساب کرد.

-علی مهرابی:

به نظر من بحثی که الان در جامعه فعلی است، بیشتر بحث مهارت است تا بحث دانش نه اینکه دانش مهم نباشد ولی ما برای کار بیشتر از دانش نیاز به مهارت داریم تا اینکه بخواهیم دکتری داشته باشیم. الان می بینید که در کشور ما یک آدمی که لیسانس دارد با کسی که دکتری دارد در جنبه کار آنقدر تفاوت بزرگی ندارد. و بعضی از دوستان گفتند که بحث های کارگاه های مهارتی خیلی خوب نبوده است من این را اول رد می کنم به خاطر همین که می گویم در جامعه فعلی ما الان مهارت خیلی مهم تر از دانش است فرض کنید یک آدمی که مهارت ندارد برای زندگی هیچ وقت نمی تواند موفق باشد حتی اگر دانش خیلی بالایی داشته باشد. من این را تحسین می کنم که مدرسه آمده جدا کرده کتاب کار و فناوری را و کلاس های مختلف گذاشته است و اینکه امسال هم تعداد کلاس ها بیشتر شده است، من این را تحسین می کنم. در راستای آن چیز هایی که شما گفتید.


٠٠:١١ - چهارشنبه ١٦ فروردين ١٣٩٦    /    شماره : ٥٠٨٤    /    تعداد نمایش : ١٣٠







کليه حقوق اين سايت متعلق به پورتال مجتمع آموزشی مفید می باشد.